نظام تربیتی اسلام در حیطه جامعه 2

الغای مالکیت :

ممکن است یک مکتب بر اساس همان هدف های مشترک مادی بنا شود ، ولی برای جلوگیری از مفاسد یاد شده راه دیگری پیشنهاد کند و بگوید :

از اول جامعه را طوری بسازیم که اصلا قوی و ضعیف در آن وجود نداشته باشد .

وقتی  ما  این  ریشه  را  زدیم  همه  افراد  جامعه  در  یک  سطح  قرار  می گیرند و آن وقت  طبعا حقوق یکدیگر را  به دلیل هم توانی محترم می شمرند . آن  ریشه  اصل  مالکیت  است  ،  چون  همه  قدرت های سیاسی و اجتماعی و ... از این جا پیدا می شود . مالکیت را از بین ببرید تا همه افراد در یک سطح قرار بگیرند و هم توان شوند و طبعا نتوانند به یکدیگر تجاوز کنند . 

مکتب مارکسیسم تقریبا چنین مکتبی است . در این مکتب روی مسائل معنوی هیچ تکیه نمی شود و سخنی از وجدان ، وجدان اخلاقی و ... نیست . تکیه فقط روی چیزی است که به عقیده آنها سبب شرارت ها و شقاوت ها و ظلم ها و تعدی هاست و آن مالکیت است .

وقتی مالکیت فردی رفت و مالکیت اجتماعی آمد ، یعنی هر فردی به اندازه استعداد خود کار کرد و به اندازه نیاز خود از اجتماع گرفت طبعا در اجتماع صلح ، صفا ، عدالت و اخلاق خوب برقرار می شود و ریشه کینه ها ، عداوت ها ، دشمنی ها ، نفرت ها و عقده ها از میان می رود و مردم برادر وار و برابر با یکدیگر زندگی می کنند .

 

رد این نظریه :

در این مکتب هم هیچ معنویتی مطرح نیست و می خواهد جامعه را بدون دخالت دادن ارزش های معنوی اداره کند . این مطلب هم ناقص و نادرست است زیرا عمل نشان داد که جامعه هایی هم که مالکیت را الغاء کردند در عین حال ظلم و تعدی و انحران در آنها از بین نرفت . اگر حرف آنها درست بود باید جامعه همین قدر که به زندگی اشتراکی می رسید دیگر محال بود که در آن فسادی رخ دهد ، و حال این که ما می بینیم در جامعه های کمونیستی هرچند یکبار به بهانه تصفیه و انحراف و ... به جان یکدیگر می افتند . علتش هم این است که تنها عامل بدست آوردن امتیازات مالکیت فردی نیست زیرا اولا امتیازات ، همه ی ، امتیازات پولی و خرید و فروشی نیست . بشر یک سلسله امتیازات دیگر دارد که برای آنها ارزش قائل است . فرضا در میان زنها زنی که زیباتر باشد ، دارای امتیازی است در زندگی در صورتی که این ، مربوط به مسئله مالکیت نیست ، یعنی اگر مالکیت ، اشتراکی هم باشد این امتیاز سرجای خودش هست . و از آن مهم تر و بالاتر ، پست ها و مقامات است . ارزش پست و مقام برای بشر از ارزش پول خیلی بیشتر و بالاتر است .

ریشه تجاوز به حقوق یکدیگر و مایه ی امتیاز تنها مال و ثروت نیست و آن چیزهای دیگر هم قابل اشتراک نیست که آنها را اشتراکی کنند .

منبع : نکامل اجتماعی انسان ، استاد شهید مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا ، چاپ دهم ، پاییز 1375 . صفحات ۱۰۷- ۹۲.

نظام تربیتی اسلام در حیطه جامعه 1

هر مکتب اجتماعی نیازمند است به یک سلسله هدف های مشترک برای افراد ، چون اگر هدف ها مشترک نباشد ، زندگی اجتماعی به مفهوم واقعی ، یعنی زندگی تشکیلاتی امکان پذیر نیست زیرا معنی زندگی اجتماعی همکاری است و همکاری در زمینه ی هدف های مشترک امکان پذیر است . اگر هدف مشترک در کار نباشد امکان همکاری میان افراد نیست . هدف مشترک اعم است از هدف مادی و معنوی . ممکن است هدف مشترک افرادی هدف مادی باشد ، نظیر شرکت های تجاری یا صنعتی که افراد تشکیل می دهند .

راسل اخلاقش بر همین اساس است . چون هیچ ریشه ای برای اخلاق اجتماعی قائل نیست ، جز منافع فرد . می گوید اخلاق اجتماعی در واقع نوعی قرارداد است که افراد با یکدیگر می بندند زیرا همه افراد این مطلب را کاملا درک می کنند که حفظ بهتر منافع شان در این است که حقوق و وجود یکدیگر را رعایت کنند .

راسل ریشه اخلاق اجتماعی را حفظ منافع فردی می داند ، و در واقع ریشه احترام افراد نسبت به حقوق یکدیگر را همان می داند که یک عده شرکا حقوق یکدیگر را محترم می شمارند ، چون مصلحت فرد را در همکاری می دانند .

رد این نظریه : می گوییم دزدها هم روابطشان با هم همین طور است . یک عده دزد وقتی با هم هم پیمان می شوند که دزدی کنند و سرگردنه را بگیرند ، بین خودشان بنا را بر عدالت می گذارند و رعایت یکدیگر را می کنند ، چون می دانند که به تنهایی این کار عملی نیست . ( به عبارت دیگر ) چون همه به هم نیازمندند ، به دلیل نیازمندی به یکدیگر ، حقوق یکدیگر را محترم می شمارند . و به همین دلیل است که ما همیشه گفته ایم راسل شعارش با فلسفه اش فرق می کند . شعارش ، شعار انسان دوستی است ، ولی فلسفه اش ریشه انسان دوستی را می زند . زیرا او ریشه اخلاق اجتماعی را منافع می داند ، و این اخلاق می تواند حاکم بر فردی باشد که منفعت خود را در همکاری با دیگران بداند و از عکس العمل دیگران بترسد . وقتی یک عده ، همزور و هم توان باشند ، طبعا ملاحظه یکدیگر را می کنند ، اما وقتی کسی از نظر قدرت به جایی رسید که صد در صد مطمئن شد که همکارانش یا دیگران آن قدر ضعیفند که نمی توانند کاری بکنند ، دلیل ندارد که اصول اخلاق را رعایت کند و چرا بکند ؟

 

منبع : نکامل اجتماعی انسان ، استاد شهید مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا ، چاپ دهم ، پاییز 1375 . صفحات ۹۲- ۸۹ .